دستور تازه طالبان برای حذف واژه «ملی» از نهادهای دولتی افغانستان، واکنشهای گستردهای را در میان شهروندان، فعالان و نخبگان برانگیخته است؛ اقدامی که بسیاری آن را نه یک تغییر اداری، بلکه بخشی از پروژه ایدئولوژیک طالبان برای تضعیف هویت ملی، حذف مفهوم ملت از ساختار دولت و جایگزینی آن با هویت فرقهای و امارتی میدانند.
مقدمه
در کشوری که دههها جنگ، بحران سیاسی، مهاجرت اجباری و شکافهای قومی، اجتماعی و زبانی را تجربه کرده است، مفهوم «هویت ملی» همواره یکی از معدود نقاط پیوند میان شهروندان افغانستان بوده است. در چنین وضعیتی، تصمیم تازه طالبان برای حذف واژه «ملی» از نام نهادهای دولتی، تنها یک اقدام اداری یا زبانی نیست؛ بلکه بخشی از یک پروژه عمیق ایدئولوژیک برای بازتعریف دولت، جامعه و مفهوم شهروندی در افغانستان به شمار میرود. براساس گزارشهای منتشر شده، هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دستور تازهای خواستار حذف واژه «ملی» از ادارات و نهادهای دولتی شده و تأکید کرده است که این واژه با کلمه «عمومی» جایگزین شود. طبق همین دستور، «رادیو تلویزیون ملی» به «رادیو شریعت» تغییر نام خواهد داد و «پلیس ملی» نیز با واژه «شرطة» جایگزین میشود. در نگاه نخست، ممکن است این تصمیم تنها یک تغییر ظاهری در نامگذاری نهادها به نظر برسد؛ اما در واقع، این اقدام حامل پیام سیاسی، ایدئولوژیک و هویتیای است که میتواند آینده ساختار دولت و رابطه مردم با حاکمیت در افغانستان را دگرگون سازد.
حذف واژه «ملی»؛ حذف مردم از دولت
واژه «ملی» در ساختار دولتهای مدرن، تنها یک اصطلاح تشریفاتی نیست. این واژه بیانگر این اصل است که نهادهای دولتی متعلق به همه مردماند، نه وابسته به یک گروه، قوم، جریان مذهبی یا ایدئولوژی خاص. زمانی که از «رادیو ملی» سخن گفته میشود، منظور رسانهای است که باید صدای همه شهروندان باشد؛ رسانهای که تنوع قومی، فرهنگی و زبانی کشور را بازتاب دهد. همچنان وقتی از «پلیس ملی» یاد میشود، هدف نیرویی است که مسئول تأمین امنیت تمام مردم باشد، نه ابزاری برای اجرای خواستهای یک گروه سیاسی یا مذهبی. اما طالبان با حذف واژه «ملی»، در عمل در حال حذف مفهوم «ملت» از ساختار دولتاند. این اقدام نشان میدهد که طالبان دولت را نه بهعنوان نهادی متعلق به تمام شهروندان، بلکه بهعنوان ساختاری ایدئولوژیک و وابسته به «امارت» تعریف میکنند. در چنین چارچوبی، مردم دیگر «صاحب دولت» نیستند؛ بلکه به رعیت ساختار ایدئولوژیکی تبدیل میشوند که مشروعیت خود را نه از اراده عمومی، بلکه از تفسیر خاص مذهبی میگیرد.
از «رادیو ملی» تا «رادیو شریعت»؛ تغییر نام یا تغییر ماهیت؟
یکی از مهمترین بخشهای این تصمیم، تغییر نام «رادیو تلویزیون ملی» به «رادیو شریعت» است. این تغییر، بیش از هر چیز نشان میدهد که طالبان در حال بازتعریف نقش رسانه در افغانستاناند. در نظامهای مبتنی بر دولت ملی، رسانه ملی وظیفه دارد بازتابدهنده تنوع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور باشد. حتی اگر دولتها تلاش کنند بر رسانه نفوذ داشته باشند، اصل «ملی بودن» رسانه به این معناست که این نهاد باید متعلق به همه مردم باشد. اما واژه «شریعت» در ساختار فکری طالبان، نه یک مفهوم ملی، بلکه یک مفهوم ایدئولوژیک و قابل تفسیر است؛ مفهومی که در چارچوب قرائت خاص طالبان تعریف میشود. بنابراین، تبدیل «رادیو ملی» به «رادیو شریعت» تنها یک تغییر واژه نیست؛ بلکه انتقال رسانه از یک نهاد عمومی به ابزار تبلیغاتی ایدئولوژی حاکم است. این اقدام، پیام روشن دارد: رسانه دیگر قرار نیست نماینده همه مردم افغانستان باشد، بلکه باید در خدمت روایت رسمی امارت اسلامی قرار گیرد.
«پلیس ملی» به «شرطة»؛ امنیت برای مردم یا برای امارت اسلامی؟
تغییر نام «پلیس ملی» به «شرطة» نیز حامل معناهای عمیق سیاسی است. واژه «پلیس» در دولت مدرن، مفهومی حقوقی و مدنی دارد؛ نیرویی که مسئول تأمین امنیت شهروندان و اجرای قانون است. اما واژه «شرطة» در ادبیات طالبان، بیشتر به نیروی اجرای احکام شرعی و دستورات امارت اسلامی اشاره دارد. در این نگاه، مأموریت اصلی نیروهای امنیتی نه حفاظت از حقوق شهروندان، بلکه حفظ نظم ایدئولوژیک تعریف میشود. این تغییر زبانی، بازتابدهنده تغییر کارکرد نهاد امنیتی است. یعنی طالبان میخواهند نیروهای امنیتی را نه بهعنوان نهاد ملی خدمتگذار مردم، بلکه بهعنوان بازوی اجرایی امارت اسلامی تعریف کنند.
چرا طالبان از مفهوم «ملت» هراس دارند؟
ملت مفهومی فراتر از قوم، زبان، مذهب و گروه سیاسی است. ملت یعنی مجموعهای از شهروندان که با وجود تفاوتها، در یک ساختار سیاسی مشترک زندگی میکنند و حقوق برابر دارند. اما مفهوم ملت، همواره با مفاهیمی چون مشارکت سیاسی، انتخابات، مسئولیتپذیری دولت، حقوق شهروندی و تنوع همراه است؛ مفاهیمی که با ساختار فکری طالبان ناسازگار به نظر میرسند. طالبان مشروعیت را نه از رأی مردم، بلکه از تفسیر دینی خود میگیرند. در چنین ساختاری، مفهوم «ملت» میتواند به مطالبه مشارکت سیاسی و حقوق برابر منجر شود؛ چیزی که طالبان از آن هراس دارند. به همین دلیل، حذف واژه «ملی» را میتوان تلاشی برای تضعیف تدریجی مفهوم ملت و جایگزینی آن با هویت ایدئولوژیک و فرقهای دانست.
افغانستان؛ کشوری که بیش از هر زمان به هویت مشترک نیاز دارد
افغانستان امروز با بحرانهای عمیق اقتصادی، مهاجرت گسترده، بیکاری، فروپاشی نظام آموزشی و انزوای بینالمللی روبهرو است. در چنین شرایطی، جامعه افغانستان بیش از هر زمان دیگر به عناصر وحدتبخش و هویت مشترک نیاز دارد. اما طالبان بهجای تقویت هویت ملی، در حال حذف تدریجی نمادهای آناند. این تصمیم نهتنها کمکی به حل بحرانهای کشور نمیکند، بلکه میتواند شکاف میان حکومت و جامعه چندقومیتی افغانستان را عمیقتر سازد.
بسیاری از شهروندان افغانستان، این اقدام را «طنز تلخ» توصیف کردهاند؛ طنزی که نشان میدهد حکومت بهجای تمرکز بر مشکلات واقعی مردم، سرگرم تغییر نامها و بازنویسی ایدئولوژیک ساختار دولت است.
ایدئولوژیکسازی دولت؛ روندی که از آموزش آغاز شد
تصمیم تازه طالبان را نمیتوان جدا از سیاستهای کلی این گروه تحلیل کرد. از زمان بازگشت طالبان به قدرت، روند ایدئولوژیکسازی دولت در بخشهای مختلف آغاز شده است. محدودیت گسترده بر آموزش دختران، تغییر محتوای درسی، محدودسازی رسانهها، حذف زنان از ساختار اداری، محدودیت بر فعالیتهای فرهنگی و کنترل شدید فضای اجتماعی، همگی بخشی از پروژهای هستند که هدف آن بازتعریف جامعه براساس قرائت ایدئولوژیک طالبان است. اکنون این روند وارد زبان اداری و هویت نهادی شده است. حذف واژه «ملی» از نهادهای دولتی، ادامه همان پروژهای است که تلاش میکند دولت را از یک ساختار ملی به یک ساختار ایدئولوژیک تبدیل کند.
تجربه تاریخی کشورها؛ زمانی که زبان ابزار تغییر هویت میشود
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که تغییر زبان رسمی، واژههای دولتی و نام نهادها، معمولاً فقط یک اقدام اداری نیست؛ بلکه میتواند بخشی از پروژهای بزرگتر برای بازتعریف هویت ملی، سیاسی و اجتماعی باشد. برای نمونه به اختصار از چند کشور یاد میشود:
ترکیه
پس از سقوط امپراتوری عثمانی و شکلگیری ترکیه مدرن به رهبری مصطفی کمال آتاتورک، حکومت ترکیه سیاست گستردهای برای ساخت «هویت ترکی» آغاز کرد. در این روند: الفبای عربی به لاتین تغییر یافت، واژههای عربی و فارسی از زبان رسمی حذف شدند و استفاده از برخی زبانهای محلی مانند کردی محدود شد.
هدف این سیاستها، ساخت دولت-ملت سکولار و یکپارچه بود. این تغییرات، هویت فرهنگی و اجتماعی نسلهای بعدی ترکیه را بهشدت دگرگون کرد.
چین
در این کشور، دولت مرکزی سالهاست سیاست ترویج زبان ماندارین را بهعنوان زبان رسمی دنبال میکند. در مناطقی مانند سینکیانگ و تبت، فعالان حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که محدودشدن زبانهای محلی در آموزش و اداره، به تضعیف هویت فرهنگی اقلیتها انجامیده است. در اینجا نیز زبان فقط مسئله ارتباطی نیست؛ بلکه بخشی از پروژه دولت برای ایجاد هویت سیاسی واحد تلقی میشود.
فرانسه
حذف زبانهای محلی برای ساخت هویت ملی در فرانسهی قرن نوزدهم، دولت مرکزی تلاش کرد زبان فرانسوی را جایگزین زبانها و لهجههای محلی کند. زبانهایی مانند برتونی، اکسیتان و باسکی در مدارس محدود شدند.
هدف این سیاست، ساخت «ملت فرانسه» و تقویت وحدت ملی بود. این نمونه نشان میدهد که دولتها از زبان برای ملتسازی استفاده کردهاند؛ هرچند این روند در برخی موارد به حذف یا تضعیف هویتهای محلی انجامیده است.
آلمان نازی
در دوره آلمان نازی، حکومت آدولف هیتلر نهتنها نام نهادها و مفاهیم سیاسی را تغییر داد، بلکه زبان رسمی را به ابزار تبلیغات ایدئولوژیک تبدیل کرد. واژهها بهگونهای انتخاب میشدند که ایدئولوژی حکومت را عادیسازی کنند. بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی معتقدند تغییر زبان رسمی، یکی از ابزارهای مهم حکومتهای اقتدارگرا برای کنترل ذهن جامعه است.
رواندا
پس از نسلکشی در کشور رواندا در سال ۱۹۹۴، این کشور بهتدریج زبان فرانسوی را کنار گذاشت و انگلیسی را تقویت کرد. این تغییر فقط آموزشی نبود؛ بلکه نشانه تغییر جهت ژئوپولیتیک، هویتی و سیاسی کشور محسوب میشد. زبان در اینجا به ابزار بازسازی هویت ملی جدید تبدیل شد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند تغییراتی مانند حذف واژه «ملی» از نهادهای دولتی افغانستان نیز باید فراتر از یک تغییر زبانی دیده شود؛ زیرا زبان در ساختار دولت، حامل معنا، مشروعیت و تعریف رابطه میان مردم و حاکمیت است.
تأثیر این تصمیم بر مهاجران و جامعه جهانی
یکی از پیامدهای مهم این تصمیم، تأثیر آن بر نگاه مهاجران افغانستانی و جامعه جهانی نسبت به آینده کشور است. میلیونها افغانستانی در بیرون از کشور زندگی میکنند و بسیاری از آنان همچنان امیدوارند روزی افغانستان بهسوی یک نظام فراگیر و مبتنی بر مشارکت ملی حرکت کند. اما حذف واژه «ملی» از ساختار دولت، میتواند این پیام را منتقل کند که طالبان نهتنها به تشکیل دولت فراگیر باور ندارند، بلکه در حال فاصله گرفتن بیشتر از مفهوم دولت ملیاند. این موضوع میتواند بیاعتمادی مهاجران نسبت به بازگشت به کشور را افزایش دهد؛ زیرا مهاجران نیاز دارند احساس کنند که افغانستان متعلق به همه شهروندان است، نه در انحصار یک جریان ایدئولوژیک. از سوی دیگر، جامعه جهانی نیز این اقدام را میتواند نشانهای از عقبگرد نهادی در افغانستان تلقی کند؛ اقدامی که با معیارهای دولتسازی مدرن، حقوق شهروندی و تنوع قومی در تضاد قرار دارد.
حذف «ملی»؛ شکاف میان طالبان و جامعه افغانستان را عمیقتر میسازد
افغانستان کشوری متکثر است؛ کشوری با اقوام، زبانها و فرهنگهای گوناگون. تنها راه حفظ ثبات در چنین جامعهای، تقویت هویت مشترک و ایجاد احساس تعلق ملی است. اما حذف نمادهای هویت ملی، میتواند این احساس مشترک را تضعیف کرده و شکاف میان حکومت و مردم را افزایش دهد. زمانی که دولت دیگر خود را «ملی» تعریف نکند، شهروندان نیز احساس خواهند کرد که در ساختار قدرت جایگاهی ندارند. این روند، بهویژه در میان نسل جوان، نخبگان، مهاجران و اقوام مختلف میتواند احساس حذفشدگی سیاسی و فرهنگی را تشدید کند.
جامعه جهانی باید این روند را جدی بگیرد
حذف واژه «ملی» از نهادهای دولتی، شاید در ظاهر مسئلهای نمادین به نظر برسد؛ اما در واقع، بخشی از روند بزرگتری است که آینده افغانستان را تحت تأثیر قرار میدهد. جامعه جهانی نباید این تغییرات را عادیسازی کند؛ زیرا عادیسازی چنین اقداماتی، به معنای پذیرش تدریجی حذف مفهوم دولت ملی و جایگزینی آن با ساختار ایدئولوژیک است. اگر امروز حذف واژه «ملی» نادیده گرفته شود، فردا ممکن است حذف دیگر عناصر هویت مشترک افغانستان نیز به امری عادی تبدیل شود.
نتیجهگیری:
تصمیم طالبان برای حذف واژه «ملی» از نهادهای دولتی، صرفاً یک تغییر اداری یا زبانی نیست؛ بلکه بخشی از پروژهای ایدئولوژیک برای بازتعریف دولت و جامعه افغانستان است. این اقدام نشان میدهد که طالبان در تلاشاند مفهوم ملت را از ساختار دولت حذف کرده و آن را با هویت ایدئولوژیک امارت جایگزین سازند. تغییر «رادیو ملی» به «رادیو شریعت» و «پلیس ملی» به «شرطة» نیز نماد تغییر کارکرد نهادها از خدمت به مردم به خدمت به ایدئولوژی حاکم است. افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به وحدت، هویت مشترک و ساختار ملی نیاز دارد. در چنین شرایطی، حذف نمادهای هویت ملی نهتنها کمکی به حل بحرانهای کشور نمیکند، بلکه میتواند شکافهای اجتماعی و سیاسی را عمیقتر سازد. هویت ملی افغانستان، میراث مشترک همه مردم این کشور است؛ میراثی که هیچ گروه سیاسی یا ایدئولوژیکی حق ندارد آن را حذف، مصادره یا بهگونه انحصاری بازتعریف کند.
منبع: خبرگزاری پامیر
لینک:
https://pamiragency.com/%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%9f-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b0%d9%81-%d9%88/
نظر شما